تبلیغات
هفت پرستار - مطالب فاطمه قلی زاده
تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391 | 01:57 ب.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

*زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت*

صحبت حکام ظلمت شب یلداست              نور ز خورشید جوی بو که بر آید

(حافظ)

خوشمزهشب یلدا مبارکهورا


یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند.مردم برای آنکه روشنایی پیروز شود و از بین نرود تا صبح بیدار میماندند و با خوردن خوردنی هایی خود را تا صبح بیدار نگه میداشتند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.




طبقه بندی: تبریک،

تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391 | 01:52 ب.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

شب یلدا و آراستن سفره یلدایی

یلدا واژه ای سریانی است و به معنای ولادت است ،ولادت خورشید (مهر و میترا) و ولادت مهر شکست ناپذیر.

یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی است وچون این شب را با میلاد مسیح تطبیق کرده اند از این رو بدین نام نامیده شده است.جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان قرن چهارم میلادی آن را روز تولد مسیح قرار داده اند.

طبق سنن و آداب قدیمیان همیشه رسم بر این بوده در بلند ترین شب سال که برابر با آخرین شب آذر ماه است اقوام و خویشان و کوچکتر ها به دیدن بزرگترها و مادربزرگ و پدر بزرگها ی دوست داشتنی بروند و با گرفتن فال حافظ و خواندن شاهنامه در کنار قرآن این شب را به یاد ماندنی تر کنند و اما خوردن تنقلات مخصوص این شب نباید فراموش شود به طوری که خیلی از قدیمیها هندوانه و خربزه و انگور و انار مخصوص این شب را از دو ،سه هفته قبل در محلهای خنک منزلشان نگهداری می‌کردند که نشان می داد این شب برایشان بسیار حائز اهمیت بوده است .دور کرسی نشستن ها که بازگو کردن آن برای جوانان و فرزندان امروزی باید با توضیحات خاص خود همراه باشد،اما بدون آن کرسی ها هم می شود بر دور سفره ی سنتی و یا حتی مدرن شب یلدایی نشست و به این شب بلند به یاد ماندنی نشاط و شادابی ویژه ای بخشید.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: تبریک،
برچسب ها: یلدا،

تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391 | 10:48 ق.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

داستان خواندنی “میوه شب یلدا”

http://RadsMs.com

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !

پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان !

پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق دعای خیر …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !

زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! الهی خیر بیبینی ای شب چله مادر

بله دوستان ، شب یلدا همه دور هم در طولانی ترین شب سال سرگرم خوردن آجیل

و میوه و گرم گفتگوی های خودمون هستیم ، و دوست داریم که این شب تموم نشه !

آیا تا به حال فکر کردید کسانی هستن که توی این سرما بدون خونه و سرپناه با شکم گرسنه

از خدا میخواد این شب سرد هرچه زودتر تموم بشه . . . ؟




طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: یلدا،

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: من کور هستم لطفا کمک کنید

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  . . .

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است…. لبخند بزنید!




طبقه بندی: داستان،

تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 | 10:25 ق.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

My mom only had one eye.  I hated her… she was such an embarrassment.

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.


به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, “EEEE, your mom only has one eye!”

روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد…

So I confronted her that day and said, ” If you’re only gonna make me a laughing stock, why don’t you just die?!!!”

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond…

اون هیچ جوابی نداد....

I didn’t even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،

تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

بیماریها و اختلالات ناخن

بدن ما از میکروارگانیسم‌های مختلفی تشکیل شده است که بعضی از آنها برای ما مفید هستند. این میکروارگانیسم‌ها شامل باکتری‌ها و قارچ‌ها نیز می‌شوند. عفونت‌های قارچی توسط گیاهان میکروسکوپی ایجاد می‌شوند که روی پوست ما و بافت‌های مرده مو و ناخن‌هایمان زندگی می‌کنند. در زیر اطلاعاتی درمورد اختلالات، ناهنجاری‌ها و بیماری‌های ناخن آورده‌ایم.

دقت کنید که متخصصین ناخن تنها در زمینه زیبایی ناخن تخصص دارند و اطلاعات کافی برای تشخیص یا درمان مشکلات و بیماری‌های ناخن را ندارند. برای تشخیص و درمان مشکلات ناخن‌های خود حتماً به پزشک متخصص مراجعه کنید.

پارونیشیا (Paronychia):
عفونت‌های مربوط به لایه‌های ناخن می‌توانند توسط باکتری، قارچ و برخی ویروس‌ها ایجاد شوند. لایه‌های پایه و جانب ناخن بعنوان یک مانع بین صفحه ناخن و بافت‌های کناری هستند. اگر پارگی یا شکنندگی در این مانع ایجاد شود، باکتری‌ها خیلی راحت نفوذ خواهند کرد. این نوع عفونت با درد، قرمز شدن، و تورم ناخن همراه است. افرادیکه به مدت طولانی دستانشان در آب قرار می‌گیرد، ممکن است به این مشکل مبتلا شوند و این مشکل شدیداً مسری می‌باشد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی،
برچسب ها: زیبایی،

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 05:16 ب.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است .  استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن


ادامه مطلب

طبقه بندی: سخن بزرگان،

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست »
این سخن از آن مردیست که برای بسیاری از جوانان نسل امروز الگو بوده و سخنانش حامل بغضها و درد های آنهاست . اُرُد بزرگ اندیشمند، متفکر، نظریه‌پرداز و نقاش ایرانی است.

ارد بزرگ در شهر مشهد به دنیا آمده است. اما اصلیتش از شهرستان شیروان در شمال خراسان است. مادر ارد بزرگ از ایل بزرگ قشقایی بوده است.
ارد بزرگ در کتاب «آرمان نامه» مو به مو پرسش ها ، مشکلات و مصیبتهای نسل امروز را پاسخ می گوید .
از ریش سفیدانی می گوید که همانند « سقفی بر خانه نسل امروز » هستند و اینکه « زنجیره نسلهایند »و وظایف بسیاری بر دوش دارند .

و از آزادی
که نهایت آرزوی بشر است می گوید : «رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی »
از آزادیخواهان تجلیل می کند و می گوید :« پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است » آزادی و پرستش میهن را راهی برای پیشرفت ما می داند و می گوید :« میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست »
و هشدار می دهد که :« آنگاه که آزادی فدای میهن پرستی می شود و وارون بر این میهن پرستی فدای چیزهای دیگر ، کشور رو به پلشدی می گرایید و درد »

ارد بزرگ شجاعانه یک به یک عقایدش را می شکافد و نکته به نکته با مخاطب در میان می گذارد و در مورد میهن اینچنین می گوید :« میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است » او کار را در همین جا رها نمی کند و ختم کلامش بسیار محکم است و می گوید :« آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد »

آزادیخواهی و میهن پرستی دو رکن و ستون اندیشه او محسوب می شود اینچنین فکری بر سراسر کتاب آرمان نامه سایه افکنده است .


به خود بر می گردم به گذشته می نگرم به راهی که آمده ایم و آینده که چگونه مسیری خواهد بود و به آرمانهای ملت خویش ، آرمانهایی که برای غرب بسیار سنگین است و از هم اکنون با جعل اسامی ایرانی و ساختن فیلمهای 300 و اسکندر مقدونی و مواضع ضد ایرانی هویت تاریخی و فرهنگی ما را هدف قرار داده اند .
دشمنی آنان بیش از آنکه با نظام حاکمیتی ایران باشد دشمنی با هویت ملی و تاریخی ماست . آنها همواره از خروشیدن و برآمدن دوباره این ملت ترس و واهمه داشته اند . ارد بزرگ مستقیما به ما همان سو را نشان می دهد همان جایی که باعث سربلندی کشور ما در طول تاریخ بوده است . او از آرمان خواهی می گوید :« به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست »

آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . حکیم ارد بزرگ

مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . حکیم ارد بزرگ

میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . حکیم ارد بزرگ ))
http://tradea.org/uploads/o/orodism/1648.jpg




طبقه بندی: سخن بزرگان،

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : فاطمه قلی زاده

نارسایی كلیه در كودكان

بیماری ‌های كلیوی بی ‌سر و صدا می ‌آیند و تا مراحل پیشرفته خاموش بوده و علامت خاصی ندارند.

کلیه های کودک

به گفته متخصصان 50 درصد بیماران مبتلا به نارسایی ‌های كلیوی، زمانی به پزشك مراجعه می ‌كنند كه دیگر وقت دیالیز آن ها است؛ یعنی زمانی كه دیگر هیچ راهی برای درمان قطعی وجود ندارد.

علت اصلی ابتلا به نارسایی‌ های كلیوی در كودكان و بزرگسالان متفاوت است.

در كودكان علت اصلی ابتلا به نارسایی كلیه، اشكالات مادرزادی در سیستم ادراری آن هاست؛ مثلاً كودكی كه با یك مثانه معیوب به دنیا می ‌آید، یا دچار برگشت ادرار از مثانه به كلیه می ‌شود و یا این كه سیستم مثانه او دچار تنگی شده است. تمامی این عوامل بر كلیه فشار می ‌‌آورند و كلیه را دچار نارسایی می‌ كنند. برای همین والدین باید به علائم ادراری كودك توجه كافی داشته باشند. علامت دیگری كه بعد از تولد در كودكان بیشتر دیده می‌ شود، عفونت ادراری است.

دكتر محمد حسین طباطبایی، نفرولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در خصوص نارسایی‌های كلیوی و نقش آن ها در بروز سایر بیماری ‌ها در گفتگو با همشهری مطالب زیر را توضیح می ‌دهند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی،

  • آق قلا
  • اسپرت
  • تبادل اطلاعات
  • قالب میهن بلاگ