تبلیغات
هفت پرستار
تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین 1392 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : مسین

         
      
Welcome Scraps                

   هیچگاه از اینکه در زندگیتان با کسی بوده اید،افسوس نخورید

                       آدمهای خوب برای شما خوشبختی می آورند،

                                بدها شما را با تجربه میکنند،

                     درحالی که بدترین ها درس عبرت میشوند و

                                        بهترین ها خاطره



تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : مسین



نخ و برنز و پان براگ(جدیدترین مواد مخدر در ایران) - آکا

 "نخ و برنز" و پان براگ(جدیدترین مواد مخدر در ایران)"نخ و برنز" در مدت چهارماه جان مصرف کننده را می‌گیرد...بعد از ورود شیشه، کراک و روانگردان‌های این گروه به جامعه، متاسفانه شاهد ورود موادی به جامعه هستیم که مغز و اعصاب جوانان را نشانه رفته است.نخ و برنز:برنز و نخ دو ماده‌ای هستند که اخیرا وارد ایران شده‌اند و با ساختمانی ناشناخته به‌طور مستقیم به مغز و اعصاب اثر می‌گذارند.نحوه مصرف:برنز را روی یخ می‌گذارند و تبخیر می‌شود و سپس آن را استشمام می‌کنند.نخ نیز باید روی خراشیدگی‌های بدن قرار گیرد که در این صورت عمقی به عرض یک الی 2 سانتی متر و طول 6 الی 7 سانتی متر در بدن ایجاد می‌کند.شکل ظاهری ماده مخدر نخ شبیه «برنج خوراکی سوخته» است‏.‏ تکه‌های بزرگ ماده مخدر نخ با پیچیدن دور سیگار نیز توسط معتادان استعمال می‌شود‏.‏خروج از هوشیاری، اختلال در شناسایی، نزدیک دیدن بلندی‌ها و فاصله‌های دور یعنی کوتاه دیدن ارتفاعات و تشخیص ندادن خانواده از دیگران از ابتدایی‌ترین آثار این دو ماده هستند.گفته می‌شود برنز و نخ با این عنوان که اعتیادآور نیستند از تایلند وارد ایران شده است، در حالی که عواض بسیار خطرناکی برای افراد دارد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی،

تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : مسین

سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند

و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

عید نوروز مبارک



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 | 12:56 ب.ظ | نویسنده : مسین

hou6602 کارت پستال عید نوروز 93



با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم ،

به خانه ی دل که رسیدم محبتت را برداشتم ،

نه غباری داشت و نه کهنه شده بود ،

مهرت جای جای دلم خواهد ماند




ادامه مطلب

طبقه بندی: sms،
برچسب ها: اس ام اس آخر سال،

تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : آزاده سیروس

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

 

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

 


مراسم چهارشنبه سوری :


چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری )-یکی از آیین های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از

 


کوزه شکنی یکی از مراسم چهارشنبه سوری :


یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

 

 

آجیل چهارشنبه سوری :


رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

 


فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

 

 

 چهارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری,ترقه چهارشنبه سوری

 

 

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( ... ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفتن. و منوچهری گوید:

 

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                    به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

 

آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

 

 

 چهارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری,ترقه چهارشنبه سوری

منبع سایت بیتوته



تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : مسین
آفتاب: بر اساس تحقیقات صورت گرفته توسط محققان بیمارستان زنان و بیرگام، در نمونه خون دو بیمار اچ آی وی مثبت كه تحت عمل پیوند مغز استخوان قرار گرفته بودند، علائمی از ویروس HIV‌ دیده نمی‌شود.

به گزارش ایسنا، دكتر «تیموتی هنریچ» و «دانیل كوریتكس» از محققان بیمارستان زنان و بیرگام در هوستون آمریكا، نتایج تحقیقات خود را بر روی دو بیمار اچ آی وی مثبت در كنفرانس بین المللی ایدز در واشنگتن ، ارائه كردند.

یكی از این دو بیمار چهار سال قبل و بیمار دیگر دو سال قبل برای درمان سرطان غدد لنفاوی (لنفوم)، تحت عمل پیوند سلول های بنیادی مغز استخوان قرار گرفتند و پس از عمل پیوند درمان های ضد رترو ویروس ادامه پیدا كرد.

دكتر «هنریچ» تأكید می‌كند: ویروس اچ آی وی پیش از عمل پیوند مغز استخوان در لنفوسیت های هر دو بیمار وجود داشت، اما هشت ماه پس از پیوند هیچ علائمی از ویروس كشف نشدند.

پس از عمل پیوند مغز استخوان و با ادامه درمان های ضد رترو ویروس، سلول های اهدایی جایگزین سلول های بیمار شده و سطح آنتی بادی اچ آی وی نیز در هر دو بیمار بطور چشمگیری كاهش یافتند.

جست‌وجو برای یافتن ویروس در بافت‌های مختلف بدن بیماران و بررسی وضعیت بیماران دیگر اچ ای وی مثبت كه تحت عمل پیوند مغز استخوان قرار گرفته اند، بعنوان گام بعدی محققان اعلام شده است.

 

لینك خبر: http://www.aftabnews.ir/vdcdzk0fnyt09k6.2a2y.htm



تاریخ : پنجشنبه 15 اسفند 1392 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : مسین

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩کسی که وقت سحر سخت کوش و بیدار است

فرشته ایست که نام خوشش پرستار است

سلامتی وجودش بخواهم از یزدان

یقین که حافظ او، ذات پاک دادار است۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩روز پرستار بر سپید پوشان دل پاک

 

ادامه مطلب

طبقه بندی: sms، تبریک،
برچسب ها: پرستاران،

تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : آزاده سیروس

اسمیت، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او بسیار خسته بود و مجبور بود بیست دقیقه برای اتوبوس بعدی منتظر بماند. یک اتوبوس دو طبقه آمد. اسمیت وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: «آه، می­توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.» 

او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می‌رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: «بالا نرو، بسیار خطرناک است.»

اسمیت ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی‌گوید. نیمه شب بود و حتماً پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود. اسمیت قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم‌تر بود. او روز بعد هم دیر به خانه برمی‌گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: «پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است.»

اسمیت در پایین پله‌ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می‌رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد و نشست. شب‌های بعدی هم که اسمیت دیر به ایستگاه می‌رسید همین اتفاق تکرار می‌شد. 

یک شب پسری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می‌رفت که پیرمرد به او گفت: «پسرم بالا نرو، خطرناک است.»

پسر پرسید: «چرا؟»

پیرمرد گفت: «مگر نمی‌بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد!» 

پسر در حالی که بلند می‌خندید به طبقه بالا رفت.

نكته: هیچ وقت بدون دلیل و سؤال کردن، چیزی را قبول نکنید. چه بسیارند کارهایی که با دانستن علت آن، از انجام دادن یا ندادن آن­ها پشیمان می‌شوید.




تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : آزاده سیروس

چه دلمان بخواهد ، چه دلمان نخواهد ،

خدا یک وقتهایی دلش نمی خواهد

ما چیزی که دلمان می خواهد را داشته باشیم . . .




تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 01:55 ب.ظ | نویسنده : آزاده سیروس
یك روز آموزگار از دانش‌آموزانی كه در كلاس بودند پرسید: “آیا می‌توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق، بیان كنید؟” برخی از دانش‌آموزان گفتند با “بخشیدن “عشقشان را معنا می كنند.برخی “دادن گل و هدیه” و “حرف های دلنشین”را راه بیان عشق عنوان كردند. شماری دیگر هم گفتند “با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختی” را راه بیان عشق می‌دانند.
در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه‌ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند، داستان كوتاهی تعریف كرد: “یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخكوب شدند.
یك قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت آنها پریده بود و در مقابل ببر، جرات كوچكترین حركتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حركت كرد. همان لحظه مرد زیست‌شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.
پسری که داستان را تعریف می‌کرد پرسید: “آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگیش چه فریاد می‌زد؟”
بچه‌ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!
او جواب داد: نه! آخرین حرف مرد این بود: “عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسر و دخترمان خوب مواظبت كن و به آنها بگو پدرتان همیشه عاشقتان بود.”
قطره‌های بلورین اشك، صورت پسر را خیس كرده بود كه ادامه داد: “همه‌ی زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به كسی حمله می‌كند كه حركتی انجام می‌دهد یا فرار می‌كند. پدر من در آن لحظه‌ی وحشتناك، با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود



تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 01:43 ب.ظ | نویسنده : آزاده سیروس
شده دلت بگیره سرت را جایی نباشه که بگذاری ؟!
شده کسی نباشه کنارت که باهاش درد دل کنی ؟!
خدایا همیشه یار دل های تنها باش و تنهاشون نگذار
 
دلش گرفته آخی !! (عکس)


تعداد کل صفحات : 20 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • آق قلا
  • اسپرت
  • تبادل اطلاعات
  • قالب میهن بلاگ